بی دست و پا
سپتامبر 29, 2007
آدم بی دست و پایی نیستم. ببخش اگر وقت آمدنت دست و پایم را گم می کنم.
وقتی پس از ماه ها…
سپتامبر 26, 2007
فکر می کردم از قلبم بیرون رفته ای… فکر می کردم هیچ تاثیری نداری… فکر می کردم تمام شده ای… رفته ای… ولی وقتی بعد از ماه ها ایمیلت آمد… سر و دستم نشان دادند که حقیقت چیز دیگری است.
صحبت های عاشقانه
سپتامبر 26, 2007
از صحبت های عاشقانه ام چیزی نماند به جز… سلام…. خوبی؟… چه خبر؟
باز هم چیزی عوض نمی شد
سپتامبر 24, 2007
گیرم که تو قبول می کردی… باز هم چیزی عوض نمی شد
خودخواهی
سپتامبر 19, 2007
در عشق تو کس پای ندارد جز من در شوره کسی تخم نکارد جز من
با دشمن و با دوست بدت میگویم تا هیچ کست دوست ندارد جز من
به خودت فشار نیار
سپتامبر 19, 2007
من با دیگران فرق میکنم… تو هم. این طوری شد که عاشقت شدم. یادت هست؟ میدانم نیست. به خودت فشار نیار!
نگاه پنهان
سپتامبر 15, 2007
عمری نگاهم را از تو پنهان کردهام که یک وقت از دیدن چشمهایم اذیت نشوی. میدانم… چشیدهام که تحمل نگاه عاشقانهی کسی که آدم دوستش ندارد چهقدر سخت است.
عاشق نشو
سپتامبر 15, 2007
عاشق نشو…
میم مثل مادر
سپتامبر 14, 2007
نمیدونم
سپتامبر 13, 2007
بعد از کلی بحث کردن گفت نمیدونم.
گفتم: خب… من که اول خودم هم گفتم نمیدونم. پس مساوی شدیم. بالاخره من رو درک کردی.
گفت: نمیدونم.